تبليغاتX
خاطرات یک عاقد

میزان جهیزیه را بنویس ۹ میلیون تومان.

این جمله پدر عروس ، داماد را برآشفته کرد . تا بناگوش سرخ شد و با حجب و حیا و اندکی من و من کردن ، گفت : آقا علی....فکر می کنم.. هشت میلیون... خریده شده....

پدر عروس بی توجه ، خطاب به منشی گفت : نه بنویس نه میلیون. پدر داماد که تازه رسیده بود پرسید : علی چرا نه میلیون ؟ مگه ۸ میلیون نیست؟ صحبت پدر داماد نظر تعداد دیگری را به سمت میز منشی جلب کرد . هرکسی اظهار نظر می کرد.پدر عروس پدر داماد را به گوشه ای برد تا کمی گفتگو کنند. جر و بحث شدت گرفت...

ده دقیقه طول کشید تا توافق حاصل شد و مبلغ جهیزیه ۹ میلیون قید شد. آن یک میلیون در ابهام باقی ماند تا روزی که داماد برای گرفتن عقدنامه آمد. درمورد آن روز بحثی پیش کشیده می شود و منشی راجع به آن یک میلیون می پرسد و داماد راز را برملا می کند.

پدر عروس یک میلیون تومان هزینه ای را که برای عمل جراحی زیبایی بینی دختر خانم پرداخت کرده بود به عنوان جهیزیه منظور نموده بود.

تجربه یک عاقد : برخی دختران با این حساب جهیزیه ای دارند پر و پیمان.


نوشته شده توسط 1عاقد در سه شنبه 20 بهمن1388 ساعت 8:47 | |