تبليغاتX
خاطرات یک عاقد

پسر جوانی بود با کاپشن قهوه ای و ریشی که مرتب کرده بود ، برای کارهای مقدماتی عقد آمده بود. پنج شنبه قرار است مراسم عقد او و دختری برگزار شود که روز جمعه با جشن عروسی زندگی مشترکشان را شروع می کنند.

اصرار می کرد که سند عقدنامه اش برای روز عروسی آماده شود. معمولا ممکن است بخواهند به ماه عسل بروند و برای هتل به شناسنامه پشت نویسی شده نیاز دارند ، اما ایشان دلیل جالبی را مطرح کرد: رسم خانواده عروس اینه که عروس بعد از خروج از خانه پدر باید پا بر روی سند ازدواج بگذارد و از روی آن عبور کند.... شنیدم منشی تعجب زده می گفت : آخه این اسم خدا توش نوشته شده ..و مردجوان که آشکارا خجالت می کشید از این درخواست ، می گفت : خوب من چیکار کنم. میگن رسم ماست... گیر دادن.

تجربه یک عاقد : چرا ؟!


نوشته شده توسط 1عاقد در یکشنبه 11 بهمن1388 ساعت 9:52 | |