عروس و داماد با کبکبه و دبدبه وارد شدند ، گل در دست عروس و بازو در بازوی داماد ، شانه به شانه هم. برای بالارفتن از پله ها دستانشان را گرفتند و یاریشان دادند جون پاهای کوچکشان نمی توانست پله ها را راحت بپیماید . بیننده ای که راز را نمی دانست لابد تعجب زده می شد از رویت این عروس و داماد. صدای کل کشیدن بود و کف زدن همراه با خندیدن و شوخی کردن. احساس خاصی در چهره آن دو دیده نمی شد. داماد گاهی حواسش پرت جایی می شد و عروس با دست با لباس سفیدش بازی می کرد. کراوات داماد کج شده بود و عروس موی سر انبوه و پیچیده شده اش را می خاراند.
لحظاتی بعد از ورود آنها عروس و داماد وارد شدند شانه به شانه هم تا کف زدن ها و کل کشیدن ها جدی شده و اوج بگیرد.
وارد اتاق عقد که شدم عروس و داماد در جایگاه خود مستقر بودند و دو کودکی که به طور نمادین لباس عروس ها و دامادها را پوشیده بودند ،محو نور سالن به بازیگوشی مشغول گشتند.
تجربه یک عاقد : شیرین کاری در مراسم عقد به یاد ماندنی می شود.
نوشته شده توسط 1عاقد در سه شنبه 6 بهمن1388 ساعت 9:57 | |



